تبلیغات
هیئت عاشقان اباعبدالله الحسین (ع) کلجاه - مطالب ابر امام هادی(ع)
 
هیئت عاشقان اباعبدالله الحسین (ع) کلجاه
هرکس اولدی دهریده بیر مه لقانین عاشقی ـــــــ بیزده اولدوخ بیرحسین بیر کربلانین عاشقی
درباره وبلاگ


هیئت عاشقان اباعبدالله الحسین (ع) جوانان کلجاه در سال 1383 با همکاری جوانان روستای کلجاه تاسیس شده است و مراسمات هفتگی این هیئت با مداحی ، مداحان اهلبیت آقایان کربلایی مصطفی یحیایی نیا ، کربلایی علی ماهری ، علی بابایی و علی ملکی کلجاهی سه شنبه شب ها برگزار می شود.


صفحه آپارات هیئت
http://www.aparat.com/heyatashegankalajah

مدیر وبلاگ : ALI CRIS
سه شنبه 1 اردیبهشت 1394

 شهادت حضرت امام علی النقی (ع) تسلیت باد 









ای نجل جواد ابن رضا حضرت هادی

بگرفته حسن بر تو عزا حضرت هادی

یک عمر ستم دیـده ز جور متوکل

در آینه صبح و مسا حضرت هـادی

دل سوخته از طعنه و از زخم زبان‌ها

خونین جگر از زهر جفا حضرت هادی




شهادت امام هادی (ع) را تسلیت عرض میکنم.




نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها : امام هادی(ع)،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

 داستانی از دوران کودکی امام هادی (ع) 




حدیثى درباره‏ كودكى امام هادی(ع) است، كه نمى‏دانم شنیده‏اید یا نه؛ وقتى معتصم در سال

218 هجرى، حضرت جواد را دو سال قبل از شهادت ایشان از مدینه به بغداد آورد، حضرت هادى كه

در آن ‏وقت شش ساله بود، به همراه خانواده‏اش در مدینه ماند. پس از آن ‏كه حضرت جواد به بغداد

آورده شد، معتصم از خانواده حضرت پرس ‏و جو كرد و وقتى شنید پسر بزرگ حضرت جواد، على

‏بن ‏محمد، شش سال دارد، گفت این خطرناك است؛ ما باید به فكرش باشیم. معتصم شخصى را

كه از نزدیكان خود بود، مأمور كرد كه از بغداد به مدینه برود و در آن ‏جا كسى را كه دشمن اهل‏بیت

است پیدا كند و این بچه را بسپارد به دست آن شخص، تا او به عنوان معلم، این بچه را دشمن

خاندان خود و متناسب با دستگاه خلافت بار بیاورد. این شخص از بغداد به مدینه آمد و یكى از

علماى مدینه را به نام «الجنیدى»، كه جزو مخالفترین و دشمن‏ترینِ مردم با اهل‏بیت علیهم‏السّلام

بود - در مدینه از این قبیل علما آن ‏وقت بودند - براى این كار پیدا كرد و به او گفت من مأموریت دارم

كه تو را مربى و مؤدبِ این بچه كنم، تا نگذارى هیچ ‏كس با او رفت و آمد كند و او را آن ‏طور كه ما

مى‏خواهیم، تربیت كن. اسم این شخص - الجنیدى - در تاریخ ثبت شده است. حضرت هادى هم

- همان‏طور كه گفتم - در آن موقع شش سال داشت و امر، امر حكومت بود؛ چه كسى

مى‏توانست در مقابل آن مقاومت كند. بعد از چند وقت یكى از وابستگان دستگاه خلافت،

الجنیدى را دید و از بچه‌ا‏ى كه به دستش سپرده بودند، سؤال كرد. الجنیدى گفت: بچه؟! این بچه

است؟! من یك مسأله از ادب براى او بیان مى‏كنم، او بابهایى از ادب را براى من بیان مى‏كند كه

من استفاده مى‏كنم! اینها كجا درس خوانده‏اند؟! گاهى به او، وقتى مى‏خواهد وارد حجره شود،

مى‏گویم یك سوره از قرآن بخوان، بعد وارد شو - مى‏خواسته اذیت كند - مى‏پرسد چه سوره‏‌اى

بخوانم. من به او گفتم سوره‏ بزرگى؛ مثلاً سوره‏ آل‏عمران را بخوان؛ او خوانده و جاهاى مشكلش

را هم براى من معنا كرده است! اینها عالمند، حافظ قرآن و عالم به تأویل و تفسیر قرآنند؛ بچه؟!

ارتباط این كودك - كه على‏الظاهر كودك است، اما ولى‏الله است؛ «و آتیناه الحكم صبیّا» - با این

استاد مدتى ادامه پیدا كرد و استاد شد یكى از شیعیان مخلص اهل‏بیت!




نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها : مذهبی، امام هادی(ع)،
لینک های مرتبط :
نظرات ()





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

روزشمار محرم عاشورا