تبلیغات
هیئت عاشقان اباعبدالله الحسین (ع) کلجاه

فروش شارژ با ٪ 2 تـخـفـیـف



اسلایدر


مداحی زیبای کربلایی مصطفی یحیایی نیا - شب شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)

[ دوشنبه 23 فروردین 1395 ] [ 02:40 ] [ ALI CRIS ]

سخنرانی بهرام ناصری کلجاهی - شب شهادت حضرت زهرا (س)

[http://www.aparat.com/v/WRZ6y]






موضوع: هیئت، مذهبی،
برچسب ها: هیئت، سخنرانی، حضرت زهرا(س)، حضرت فاطمه(س)،
[ دوشنبه 9 فروردین 1395 ] [ 02:43 ] [ ALI CRIS ]

مراسم هیئت به مناسبت شب شهادت حضرت فاطمه زهراء (س)

مراسم هیئت به مناسبت شب شهادت حضرت فاطمه زهراء (س)

مراسم هیئت عاشقان اباعبدالله الحسین (ع) کلجاه به مناسبت شب شهادت حضرت فاطمه زهراء (س)







موضوع: هیئت،
برچسب ها: برنامه هیئت، ایام فاطمیه، حضرت فاطمه(س)،
[ سه شنبه 18 اسفند 1394 ] [ 12:55 ] [ ALI CRIS ]

مختصری از دلایل غیبت حضرت مهدی (علیه السلام)


یکی از سنتهای الهی امتحان بشر است و یکی از راه های امتحان، غیبت حجت الهی است که این باعث می‌شود افرادی که عقاید محکمتر و ایمان راسختری دارند از این امتحان سربلند بیرون بیایند و چون غیبت طولانی شود کسانی که ایمان راسخ ندارند گرفتار تردید گردند و از دین خدا باز گردند و ملاک خوبی برای افراد مدعی (مؤمنان و کافران) به وجود آید.


به تدبیر خدای عالم، مهدی (علیه السلام)از چشمهای انسانیان به دور است؛ ولی در این عصر غیبت برشیعیانش و بر نیکوکاران دیگر ادیان لطف بی‌حساب دارد. او به کرات به شیعیان ودیگر انسانها یاری رسانده است و دراین عصر تا بحال صدها تن موفق به دیدارش شده‌اند. او دو غیبت دارد: اولی که مشهوربه غیبت صغری است و دیگری که غیبت کبری نام دارد. غیبت صغری ‌(حدود 69 سال) در قرنسوم هـ.ق. رخ داده است، که وی از طریق 4 نفر در این عصر با مردم ارتباط داشته استکه این افراد به نواب خاص شهرت دارند، و بعد از مرگ آخرین آنها، موعود برای مدت نامعلومی از چشم‌ها پنهان می‌شود و این غیبت تاکنون همچنان ادامه دارد.

مهدی (علیه السلام)درمیان مردم می‌باشد و زمانی که او ظهور کند، خیلی‌ها گویند که او را بارها پیش ازاین دیده‌اند ولی او رانشناخته‌اند. عده‌ای منکر غیبت امام شدند و اصل وجودی او را زیر سئوال بردند ولی یک استدلال کوتاه برای سئوال آنهاوجود دارد و آن اینکه: ندیدن چیزی باعث شک در وجود آن نیست و عقل سلیم، هیچ‌گاهنمی‌تواند وجود حقیقتی نامرئی، چون روح را تنها به دلیل ندیدن منکر شود.
فلسفه غیبت
تمام آنچه در اسلام بطور مسلم وجود دارد با عقل سلیم تطبیق می‌کند اما ممکن است در دین چیزهایی باشد که عقل در مورد آن ساکت باشد، ولی اگر با مسأله‌ای در شرع روبرو شدیم که عقل انسان و بینش محدود بشری نه قادر به اثبات آن باشد و نه بتواند آن را قطعاً رد کند، پس مجبور به پذیرش این حکم می‌شویم، زیرا که اولاً اصل تشریع بر پایه عقل استوار است و ثانیاً بینش انسان همواره محدود به زمان و مکان است و تنها ذات باری تعالی است که علمش را انتهایی نیست.

 این مقدمه از آن جهت ذکر شد که با تعمیم این استدلال در مساله غیبت، می‌توان این ادعا را کرد که این امر و امور مشابه به حکمت خداوندی وابسته است که نزد بشر تمامی ابعادش روشن نیست، و دلایلی چند بر غیبت مترتب است که به اختصار در ذیل ذکر خواهد شد. ولی نباید از نکته اصلی که همان نامشخص بودن حکمت غیبت برای بشر عادی است غافل شویم.

بیم از کشته شدن منجی
همانطور که خداوند موسی (علیه السلام)را در کاخ فرعون پرورش داد، در حالیکه فرعون از اصل و نسب و آینده این کودک بی‌خبر بود، و او را حفظ کرد. اراده‌اش بر این قرار گرفت که منجی هم از دست طاغوت‌ها و ظالمین به دور باشد و ذخیره الهی در زمین پاسداری شود که اگر این گونه نبود، حتما مانند پدران بزرگوارش بدست جباران به شهادت می‌رسید.

به گردن نداشتن بیعت جباران
این روشن است که او نباید با هیچ ظالمی تعهد و بیعتی داشته باشد و نباید از کسی تمکین کند جز خدا، تا پیروزی نهایی واقع شود. ولی اگر مانند بعضی از اجدادش مجبور به تقیه باشد (تقیه = تظاهر به اطاعت از جبار برای حفظ جان و دین الهی) هیچ گاه به این مهم دست پیدا نخواهد کرد و برای اینکه هیچ تمکین و تسلیمی از فردی (جز خدا) نداشته باشد مجبور به غیبت است.

خالص گردانیدن مردم و امتحان الهی
یکی از سنتهای الهی امتحان بشر است و یکی از راه های امتحان، غیبت حجت الهی است که این باعث می‌شود افرادی که عقاید محکمتر و ایمان راسختری دارند از این امتحان سربلند بیرون بیایند و چون غیبت طولانی شود کسانی که ایمان راسخ ندارند گرفتار تردید گردند و از دین خدا باز گردند و ملاک خوبی برای افراد مدعی (مؤمنان و کافران) به وجود آید.

منبع : سایت رشد به تصحیح حجت الاسلام و المسلمین جاودان





موضوع: امام زمان (عج)،
برچسب ها: امام زمان(عج)،
[ پنجشنبه 29 بهمن 1394 ] [ 19:12 ] [ ALI CRIS ]

پنج راه یــاری امــام زمــان عج


بخش مهمی ازدغدغه های امام زمان علیه السلام به گرفتاری شیعیان ایشان مربوط میشود. شیعیان، خانواده امام زمان علیه السلام به شمارمی آیند.آن حضرت ایشان را مانند فرزندان خود دوست می دارد، به واسطه گرفتاری آنها اندوهگین می شود و از بابت پیروزی و نجات آنان شاد میگردد. در این مطلب به پنج راه یاری سرورمان ،حضرت صاحب الزمان عج پرداخته ایم...


اولین شیوه یاری امام عصر: دعوت از دیگران جهت بهره مند شدن از برکات امام زمان علیه السلام

هرشیعه ای که نعمت وجود امام عصر را درک کرده و حلاوت عنایات او را چشیده باشد، می تواند وجود این نعمت را به دیگران خبر دهد و از آنها دعوت کند که با توسل به امام زمان علیه السلام از عنایات اوبهره مند گردند.ارجاع دیگران به امام زمان علیه السلام برای رفع نیاز های مادی و معنویشان کاری بسیار ساده است.این کار زمینه قدرشناسی امت از امام علیه السلام رافراهم می آورد و در غربت زدایی از این مولای کریم بسیارمۆثر است، از این رو به نوبه خود نوعی یاری امام عصر به شمار می آید.

دومین شیوه یاری امام عصر: تجلیل از امام زمان علیه السلام در جامعه

هر شیعه ای می تواند در تجلیل و بزرگداشت از امام زمان خود در جامعه بکوشد. این کار (یعنی گرامیداشت امام عصر در جامعه)، از غربت آن مولا می کاهد و توجه همگانی را به ایشان بیشتر میکند.

همه ما می توانیم تابلویی از نام امام خودرابه جهت ابراز ارادت به امام عصر و تجلیل از ایشان درخانه یا محل کار نصب کنیم. همه مامی توانیم به هنگام ذکر نام ایشان بااحترام از آن حضرت یاد نماییم و بر او درود و صلوات بفرستیم.

همه میتوانیم به هنگام بردن نام خاص ایشان یعنی لقب «قائم» برخیزیم، دست برسرنهیم، ادای احترام کنیم وبرای فرج ایشان دعا کنیم.

همه می توانیم در روزهای منسوب به ایشان همچون نیمه شعبان، روزهای جمعه وعید غدیر با برگزاری مراسم ویژه برای آن حضرت، ولایت و امامت او را به یکدیگر یادآور شویم. حتی اگر نتوانیم برگزارکننده چنین مراسمی باشیم می توانیم در آن خدمت کنیم یا لااقل با حضور خالصانه خود به آن رونق بخشیم.

همه اینکار ها، تجلیل و بزرگداشت ازامام عصرعلیه السلام به شمار می آید و شیوه ای از شیوه های یاری آن حضرت است.

سومین شیوه یاری امام عصر: یاری شیعیان امام زمان علیه السلام

بخش مهمی ازدغدغه های امام زمان علیه السلام به گرفتاری شیعیان ایشان مربوط میشود. شیعیان، خانواده امام زمان علیه السلام به شمارمی آیند.آن حضرت ایشان را مانند فرزندان خود دوست می دارد، به واسطه گرفتاری آنها اندوهگین می شود و از بابت پیروزی و نجات آنان شاد میگردد.

در تعالیم اهل بیت بیان شده که خوشحال کردن شیعیان ائمه درحکم خوشحال کردن خود آنهاست، دیدار وعیادت از شیعیان در حکم دیدار و عیادت ازخود اهل بیت است وکمک مالی به شیعیان گرفتاربه منزله کمک مالی به خود امام زمان علیه السلام است.

بر این مبنا اگرکسی نسبت به شیعیان امام عصر- که جانهایمان فدایش باد- احساس غیرت و وظیفه کند، گویی نسبت به پاسداشت حریم خودِ امام عصرغیرت ورزیده وبه شخص ایشان یاری رسانده است.

بیایید به نیت یاری امام زمان علیه السلام، به یاری شیعیان گرفتارآن حضرت بشتابیم و به نیت خدمت به امام زمان در عزت بخشیدن به جامعه ی شیعه کوشاتر از پیش گام نهیم.

چهارمین شیوه یاری امام عصر: زینت بودن برای صاحب الزمان به وسیله ی جدیت در درستکاری و پرهیز از رفتارهای زشت

گناهان به خصوص گناهان بزرگ وزشت کاری های فاحش اگر از ناحیه کسانی سر بزند که منتسب به امام زمان هستند و شیعه آن حضرت به شمار می روند، آبروی آن بزرگوار را در نزد بیگانگان به مخاطره می افکند و دل آن عزیز را آزرده می سازد. در مقابل، درستکاری، خویشتنداری و پرهیزکاری شیعیان به عزت امام عصر در جامعه می افزاید و قلب آن مولا را شاد می سازد. همه ما می توانیم برای حفظ آبروی امام عصر و مکتب تربیتی ایشان نسبت به درستکاری و پرهیزازکارهای زشت، دقت و تلاش دو چندان داشته باشیم و بدین گونه، امام وقت خود را یاری کنیم،

چنان که امیرمۆمنان به یاران خویش فرمود: «مرا با خویشتنداری [نسبت به زشتیها] و تلاش [در راه خوبیها] یاری کنید.»

پنجمین شیوه یاری امام عصر: جلب یاری های آسمانی برای امام زمان علیه السلام

همه ما می دانیم که کمک به فقرا (یا همان صدقه) رفع بلا می کند، پس میتوانیم با دادن صدقه از طرف امام عصر در رفع بلا از وجود شریفش گام برداریم. نیز همه ی مامی دانیم که دعا، در تعجیل فرج امام عصر و ایجاد گشایش درکار ایشان مۆثر است، پس می توانیم به دعا و نیایش در درگاه الهی روی آوریم و مرتبا از خدا بخواهیم که فرج ایشان را به پیش اندازد و همّ و غمّ و گرفتاری را از وجود شریفش به کلی زایل سازد.

جذب یاران وجلب یاری برای امام عصر، خود از بهترین شیوه های یاری امام عصر به شمارمی آید، به خصوص اگر بتوانیم این یاری را از فضل خدا تمنا کنیم.

 

منبع: سایت صاحب الزمان





موضوع: امام زمان (عج)،
برچسب ها: امام زمان(عج)،
[ دوشنبه 28 دی 1394 ] [ 21:35 ] [ ALI CRIS ]

میلاد پیامبر اکرم (ص) و امام جعفر صادق (ع) مبارک باد

اس ام اس ولادت پیامبر (ص), پیامک تبریک میلاد حضرت محمد (ص), جملات زیبای ولادت حضرت محمد, اشعار تبریک به مناسبت میلاد پیامبر اکرم


معطر هر کجا نام محمد
نه مخصوص زمانی یا که مکان است
کسانی که پناه از آن گزیدند
درون هر دو دنیا در امان است
میلاد پیامبر اکرم (ص) مبارک باد

Doostiha-IR

دلم به یاد تو امشب لبالب از شور است
تو کیستی که حریمت چو کعبه مشهور است؟
میلاد نبی اکرم مبارک

Doostiha-IR

بهار بی خزان، روی محمد
بهشت جاودان، کوی محمد
معطر ساخت گلزار جهان را
شمیم تار گیسوی محمد

Doostiha-IR

ای احمدیان به نام احمد صلوات
هر دم به هزار ساعت از دم صلوات
از نور محمدی دلم مسرورست
پیوسته بگو تو بر محمد صلوات
اللهم صلی علی محمد و آل محمد
میلاد نبی اکرم (ص) مبارک

Doostiha-IR

محمد زینت نام جهان است
چه خوشبوتر از آن اندر دهان است
نزائیده کسی همچون محمد
که نور روی وی رنگین کمان است
میلاد پیامبر اکرم (ص) مبارک باد

Doostiha-IR

قرآن تویی چو خیره نظر می‌کنم به نور
گل می‌کند دوباره نگاهم میان گل
این جای حیرت است که در گلشن کساء
هم شاخه گلی تو و هم باغبان گل
میلاد پیامبر اکرم (ص) مبارک باد

Doostiha-IR

محمد نور عالمتاب هستی است
وجودش روشنی بخش زمان است
به هر قلبی نماید رخنه و جا
خدا داند که قلب او جوان است
میلاد پیامبر اکرم (ص) مبارک باد

Doostiha-IR





موضوع: مذهبی،
برچسب ها: حضرت محمد(ص)، امام صادق(ع)،
[ دوشنبه 7 دی 1394 ] [ 13:19 ] [ ALI CRIS ]

شهادت حضرت امام حسن عسکری (ع) تسلیت باد


 شهادت حضرت امام حسن عسکری (ع) تسلیت باد 

پیامک تسلیت شهادت امام حسن عسکری (ع, اس ام اس تسلیت به مناسبت شهادت امام حسین عسکری, شهادت امام حسن عسکری تسلیت باد, اشعار زیبا ویژه تسلیت شهادت حسن عسکری (ع)


امشب که زمین و آسمان می گرید
از ماتم عسکری جهان می گرید
جا دارد اگر شیعه خون گریه کند
چون مهدی صاحب الزمان می گرید
سالروز پرپر شدن یازدهمین گل بوستان امامت و ولایت، تسلیت باد. . .

Doostiha

مهدی صاحب الزمان بهر بابا نوحه گر شد
یوسف زهرا ببین غرق ماتم خونجگر شد
گلشنِ زهرا خزان
اشکِ مهدی شد روان

Doostiha

سامرا سُرمن رأی بودی
چند وقتی است سرد و دلگیری
داری ای خاک پر ز غم کم کم
بوی شهر مدینه می گیری

Doostiha

مردِ جوان دارد وصیت می‌نویسد
می‌گرید و ذکر مصیبت می‌نویسد
دنیا برای رحمت او جا ندارد
آه این غریب از رفع زحمت می‌نویسد

Doostiha

از داغ حسن سامرا میگرید
جبریل امین در سما میگرید
یا حجت حق غم نبینی آقا
از اشک شما چشم ما میگرید

Doostiha

بیا و سـر بـه روی سینـه‌ام بگذار، مهدی‌جان
شرر زد بـر درونـم زهـر آتشبـار، مهـدی‌جان
بیـا تـا سیـر بینـم وقـت رفتن، ماه رویت را
که می‌باشد مرا این آخرین دیدار، مهدی‌جان

Doostiha

سامرا ماتم سرا شد، سامرا غرق عزا شد
در زمین و آسمانها، مجلس ماتم به پاشد

Doostiha

وقتی امام عصر ما امشب عزادار است
برپایی این روضه ها واجب ترین کار است
پیراهن و شال عزا مولا به تن دارد
امشب تمام عرش با آقا عزادار است
شهادت امام حسن عسکری (ع) تسلیت باد

Doostiha






موضوع: مذهبی،
برچسب ها: مذهبی، امام حسن عسکری(ع)،
[ شنبه 28 آذر 1394 ] [ 15:54 ] [ ALI CRIS ]

حدیث

حدیث




موضوع: مذهبی،
برچسب ها: مذهبیچ، حدیث، امام سجاد(ع)،
[ یکشنبه 22 آذر 1394 ] [ 21:45 ] [ ALI CRIS ]

مراسم هیئت به مناسبت شب شهادت امام رضا (ع)

مراسم هیئت عاشقان کلجاه به مناسبت شب شهادت امام رضا (ع)




موضوع: هیئت،
برچسب ها: برنامه هیئت، امام رضا(ع)،
[ سه شنبه 17 آذر 1394 ] [ 20:30 ] [ ALI CRIS ]

مراسم هیئت به مناسبت شب رحلت پیامبر اکرم (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع)

[ سه شنبه 17 آذر 1394 ] [ 00:21 ] [ ALI CRIS ]

دانلود مداحی علی ماهری کلجاهی ( اربعین حسینی سال 1394 - در فراق امام زمان عج )

دانلود مداحی علی ماهری کلجاهی


 اربعین حسینی سال 1394 


 « در فراق حضرت امام زمان (عج) » 











موضوع: مداحی، هیئت،
برچسب ها: مداحی، علی ماهری کلجاهی، امام زمان(عج)،
[ جمعه 13 آذر 1394 ] [ 12:00 ] [ ALI CRIS ]

حدیث

حدیث




موضوع: مذهبی،
برچسب ها: حدیث، امام سجاد(ع)،
[ جمعه 13 آذر 1394 ] [ 11:26 ] [ ALI CRIS ]

مراسم هیئت به مناسبت شب اربعین حسینی

مراسم هیئت عاشقان اباعبد الله الحسین (ع) کلجاه به مناسبت شب اربعین حسینی






موضوع: هیئت،
برچسب ها: برنامه هیئت، اربعین،
[ جمعه 6 آذر 1394 ] [ 22:00 ] [ ALI CRIS ]

اندر ره عشق


امام صادق(ع) به حسین به علیّ‌بن ثویر فرمودند:
هرکس به قصد زیارت قبر حسین‌بن علی(ع) از خانه‌اش بیرون آید، اگر پیاده باشد، خداوند به ازای هر گامی که برمی دارد، حسنه‌ای برایش ثبت و گناهی از او پاک می‌کند و تا زمانی که به حائر حسینی برسد، خداوند او را از رستگاران و حاجت‌رواشدگان منظور می‌فرماید و چون اعمالش را تمام کند، خداوند او را از افراد ظفرمند و رستگار ثبت می‌کند و هنگامی‌که می‌خواهد [به دیار خود] بازگردد، فرشته‌ای نزد او آمده، به او می‌گوید: «من فرستاده خدا هستم. پروردگارت به تو سلام می‌رساند و می‌فرماید: عملت را از نو آغاز کن که خداوند گناهان گذشته تو را بخشید.»


بانی نظری زیارت پیاده
مقدّمه
زیارت، راهکار برقراری ارتباط با معصوم(ع) در زمان غیبت و ظهور و در زمان حیات و ممات اوست. زیارت، از مهم‌ترین عوامل تربیتی و راهبرد اهل بیت(ع) برای ایجاد، تقویت و تعمیق ارتباط شیعیان با ارواح آسمانی و مطهّر خاندان عصمت است. این ارتباط باید از یک ارتباط موقّت و احساسی و مقطعی، فراتر رفته و به ارتباطی دائمی و عارفانه تبدیل شود تا برآیند آن، تربیت شیعی واقعی و عاشق اهل بیت(ع) باشد. ساز و کار زیارت، ابزاری معنوی و بسیار مؤثّر و روح‌افزاست که در فرهنگ تشیّع، جایگاهی ویژه دارد. زیارت از دیدگاه اهل بیت(ع) جریانی چندلایه با ابعاد فرهنگی، سیاسی، اعتقادی، اقتصادی و عرفانی است که تأثیرات فردی و اجتماعی متعدّدی دارد. شناخت مبانی نظری زیارت، آن هم زیارت با پای پیاده، انگیزه بهره‌مندی از برکات بی‌شمار آن را دوچندان می‌کند و گامی مؤثّر در راستای ترویج و تبلیغ فرهنگ ناب زیارت است.
حضور در میان خیل زائران پیاده «کربلا» در ایّام اربعین 1435هـ .ق. (1392ش.) بهانه‌ای شد تا با نگاهی قرآنی و روایی به مبانی نظری زیارت با پای پیاده و آنگاه زیارت امام حسین(ع) با پای پیاده، به واکاوی اهمّیت و ارزش این نوع زیارت بپردازیم.
در خصوص کیفیت زیارت، چه زیارت «خانه خدا» و «مدینه منوّره» و چه زیارت سایر «عتبات عالیات»، با توجّه به چگونگی طی کردن مسیر، دو مرتبه وجود دارد: مرتبه نخست که مرتبه آسان و مرجوح است، همان طیّ مسیر با وسیله نقلیه و با استفاده از امکانات رفاهی در خوراک، پوشاک و مکان استراحت است که این قسم، خود دارای مراتب حدّاقلی تا حدّاکثری می‌باشد؛ مرتبه دوم، مرتبه سخت‌تر و راجح است که همان طیّ مسیر با پای پیاده و بهره‌مندی از حدّاقل امکانات می‌باشد. این قسم از سفر زیارتی که برگرفته از روحیات جهادی بوده و در کمال سادگی و تنزّه از امور رفاهی انجام می‌پذیرد، نوعی ریاضت شرعی است که برکات فراوان معنوی و تربیتی برای زائر به دنبال دارد.
از میان این دو قسم زیارت، شواهد و جهت‌گیری‌های قرآنی، روایات و سیره انبیا و اولیای الهی و بسیاری از عرفا و بزرگان، ناظر به شیوه دوم است که در اینجا، به تعدادی از این شواهد اشاره می‌کنیم:

1. شاهد قرآنی
«قرآن» در آیه اعلام حجّ و بیان آداب حجّ، تشرّف با پای پیاده را بر تشرّف با مرکب سواری، مقدّم می‌شمارد و می‌فرماید:
«وَ أَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوكَ رِجالاً وَ عَلى‏ كُلِّ ضامِرٍ یَأْتینَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمیق‏؛1
[ای ابراهیم!] در میان مردم برای ادای حج، بانگ برآور تا [زائران] پیاده [و سواره] بر هر شتر لاغری که از هر راه دوری می‌آیند، به سوی تو روی آورند.»
در «تفسیر نور»، در توضیح این آیه آمده است:
پیاده رفتن به حج، برتر از سواره است؛ [زیرا] «رجالاً» قبل از «کلّ ضامر» آمده است.2
محمّدبن احمدبن جزی نیز می‌گوید:
و استدل بعضهم بتقدیم الرّجال فی الآیه علی أنَّ المشی الی الحجّ افضل من الرکوب؛3
برخی از علما به سبب مقدّم بودن تعبیر پیاده‌روی در آیه، استدلال کرده‌اند که پیاده رفتن به حجّ، از سواره رفتن، برتر است.

2. شواهد روایی
این روایات را در دو بخش کلّی می‌توان بررسی کرد:

الف. روایات فضیلت زیارت خانه خدا با پای پیاده
امام باقر(ع) فرمودند که ابن‌عبّاس گفت:
«برچیزی پشیمان نشدم، به اندازه پشیمانی‌ام بر اینکه چرا پیاده به حجّ نرفتم؛ زیرا از رسول خدا(ص) شنیدم که می‌فرمودند: «هرکس پیاده حجّ خانه خدا را انجام دهد، خداوند برای او هفت هزار عمل نیک از حسنات حرم می‌نویسد.» گفته شد: ای رسول خدا! منظور از حسنات حرم چیست؟ فرمودند: «هزار هزار حسنه.» و فرمودند: «فضیلت پیاده حجّ گزاردن، مانند فضیلت ماه شب چهارده بر سایر ستارگان است.»4
در روایتی دیگر، منظور از حسنات الحرم، صدهزار برابر شدن حسنه بیان شده است.5

یک حجّ پیاده برتر از هفتاد حجّ سواره
«وَ رُوِیَ أَنَّهُ مَا تَقَرَّبَ عَبْدٌ إِلَى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِشَیْ‏ءٍ أَحَبَّ إِلَیْهِ مِنَ الْمَشْیِ إِلَى بَیْتِهِ الْحَرَامِ عَلَى الْقَدَمَیْنِ وَ إِنَّ الْحَجَّةَ الْوَاحِدَةَ تَعْدِلُ سَبْعِینَ حَجَّه؛6
و روایت شده است که هیچ بنده‌ای به وسیله‌ای محبوب‌تر نزد خدا، از پیمودن راه با پای پیاده به خانه محترمش، به او تقرّب نجسته است. همانا یک حجّ با پای پیاده، با هفتاد حجّ برابر است.»
تذکّر: همان‌گونه که هر رکعت نماز در «مسجد الحرام» صد هزار برابر، نسبت به نماز در سایر مساجد پاداش دارد، عبادات وابسته به این مسجد نیز، از فضیلت و ارزش والاتری برخودارند و از این‌رو، در روایت برای بیان ثواب حجّ پیاده، از تعبیر «حسنات الحرم» استفاده شده است.

معانقه فرشتگان با حاجیان پیاده
از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمودند:
«أَنَّ الْمَلَائِكَةَ یَقِفُونَ عَلَى طَرِیقِ مَكَّةَ یَتَلَقَّوْنَ الْحُجَّاجَ فَیُسَلِّمُونَ عَلَى أَهْلِ الْمَحَامِلِ وَ یُصَافِحُونَ أَصْحَابَ الرَّوَاحِلِ وَ یَعْتَنِقُونَ الْمُشَاةَ اعْتِنَاقاً؛7
همانا فرشتگان بر راه «مکّه» می‌ایستند و چون با حاجیان ملاقات کنند، بر حاجیان سواره‌ای که سایبان دارند، سلام می‌کنند و با کاروان‌های سواره [و بدون سایبان] مصافحه می‌نمایند و با حجّاجی که پیاده آمده‌اند، معانقه می‌کنند.»
طبق این روایت نورانی، میان حاجیانی که سوار بر مرکب و زیر سایه‌بان محمل، وارد حرم می‌شوند با آنان که فقط سواره‌اند و آنان که پیاده مسیر حجّ را طی می‌کنند، تفاوت بسیاری است؛ از این رو فرشتگان به گروه اوّل، تنها سلام می‌دهند، با گروه دوم علاوه بر سلام، دست نیز می‌دهند و با حاجیان پیاده، علاوه بر سلام کردن و دست دادن، معانقه کرده، آنان را در آغوش می‌گیرند که این اکرام فوق‌العادّه، نشانه شدّت عنایت فرشتگان بر حاجیان پیاده و دلیل برتری حجّ پیاده بر حجّ سواره است.

ب. روایات فضیلت زیارت معصومان(ع) با پای پیاده و پاداش زیارت امیرالمؤمنین(ع) با پای پیاده
از امام صادق(ع) روایت شده است که فرمودند:
«هرکس پیاده به زیارت حضرت امیرالمؤمنین(ع) برود، خداوند به عدد هر گامی که برمی‌دارد، حجّی و عمره‌ای در نامه عملش بنویسد و اگر پیاده نیز برگردد، به عدد هر گامی، دو حجّ و دو عمره در نامه عملش بنویسد.»8
در این روایت، به صراحت به برتر بودن زیارت با پای پیاده، چه در مسیر رفت و چه بازگشت اشاره شده است.

پاداش زیارت سیّدالشّهداء با پای پیاده
امام صادق(ع) به حسین به علیّ‌بن ثویر فرمودند:
«مَنْ خَرَجَ مِنْ مَنْزِلِهِ یُرِیدُ زِیَارَةَ قَبْرِ الْحُسَیْنِ‌بْنِ عَلِیٍّ(ص) إِنْ كَانَ مَاشِیاً كَتَبَ‌اللهُ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ حَسَنَةً وَ مَحَى عَنْهُ سَیِّئَةً حَتَّى إِذَا صَارَ فِی الْحَائِرِ كَتَبَهُ‌اللهُ مِنَ الْمُصْلِحِینَ الْمُنْتَجَبِینَ [الْمُفْلِحینَ الْمُنْجِحِینَ‏] حَتَّى إِذَا قَضَى مَنَاسِكَهُ كَتَبَهُ‌اللهُ مِنَ الْفَائِزِینَ حَتَّى إِذَا أَرَادَ الِانْصِرَافَ أَتَاهُ مَلَكٌ فَقَالَ إِنَّ رَسُولَ اللهِ(ص) یُقْرِؤُكَ السَّلَامَ وَ یَقُولُ لَكَ اسْتَأْنِفِ الْعَمَلَ فَقَدْ غُفِرَ لَكَ مَا مَضَى؛9
هرکس به قصد زیارت قبر حسین‌بن علی(ع) از خانه‌اش بیرون آید، اگر پیاده باشد، خداوند به ازای هر گامی که برمی دارد، حسنه‌ای برایش ثبت و گناهی از او پاک می‌کند و تا زمانی که به حائر حسینی برسد، خداوند او را از رستگاران و حاجت‌رواشدگان منظور می‌فرماید و چون اعمالش را تمام کند، خداوند او را از افراد ظفرمند و رستگار ثبت می‌کند و هنگامی‌که می‌خواهد [به دیار خود] بازگردد، فرشته‌ای نزد او آمده، به او می‌گوید: «من فرستاده خدا هستم. پروردگارت به تو سلام می‌رساند و می‌فرماید: عملت را از نو آغاز کن که خداوند گناهان گذشته تو را بخشید.»

3. شواهدی از سیره اهل بیت(ع)
الف) امام مجتبی(ع) و بیست بار حجّ با پای پیاده
عَنِ الْحَلَبِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللهِ(ع) إِلَى أَنْ قَالَ فَقَالَ «إِنَّ الْحَسَنَ‌بْنَ عَلِیٍّ(ع) قَاسَمَ رَبَّهُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ حَتَّى نَعْلًا وَ نَعْلًا وَ ثَوْباً وَ ثَوْباً وَ دِینَاراً وَ دِینَاراً وَ حَجَّ عِشْرِینَ حَجَّةً مَاشِیاً عَلَى قَدَمَیْهِ؛10
حلبی می‌گوید: از امام صادق(ع) درباره فضیلت پیاده رفتن، پرسیدم. حضرت فرمودند: «امام حسن(ع) سه بار ثروت خود را با خدا تقسیم کرد تا آنجا که یک کفش برای خود و کفشی در راه خدا، پیراهنی برای خود و پیراهنی در راه خدا، دیناری برای خود و دیناری برای خدا تقدیم کرد و با پای پیاده، بیست بار حجّ به جای آورد.»

ب) امام سجّاد(ع) و حجّ با پای پیاده
«عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ قَالَ: حَجَّ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ(ع) مَاشِیاً فَسَارَ عِشْرِینَ یَوْماً مِنَ الْمَدِینَةِ إِلَى مَكَّةَ؛
ابراهیم‌بن علی از پدرش نقل می‌کند که امام سجّاد(ع) پیاده حجّ به جا آورده از «مدینه» تا مکّه بیست روز راه رفت.»
عبدالله‌بن مبارک گفت:
سالی برای انجام حجّ به مکّه رفتم. در بین راه، نوجوانی هفت یا هشت ساله بود که در کنار حجّاج می‌رفت و زاد و توشه و مرکب سواری هم نداشت. پیش رفته، سلام کردم و عرض نمودم: با چه کسی این بیابان‌ها را طی می‌کنی؟ فرمودند: «با آفریننده این بیابان.» جوابش به نظرم بزرگ آمد. گفتم: فرزندم! زاد و توشه و مرکب سواری تو کجاست؟ فرمودند: «زاد من است، تقوایم و مرکبم دو پایم و هدفم مولایم.» باز در نظرم بزرگ آمد ... تا آنکه به مکّه آمدم. پس از انجام اعمال حجّ در بازگشت در «ابطح» دیدم مردم اطراف یک نفر را گرفته‌اند. نگاه کردم، دیدم همان نوجوان است. پرسیدم: کیست؟ گفتند: زین‌العابدین(ع) است.11

ج) امام صادق(ع) و پیاده‌روی برای رمی‌جمرات
عنبسه‌بن مصعب می‌گوید: امام صادق(ع) را در «منا» دیدم که گاهی پیاده و گاه سواره طی طریق می‌کند. مطلبی به ذهنم خطور کرد تا از حضرتش بپرسم. چون بر ایشان وارد شدم، آن حضرت بدون مقدّمه سخن آغاز کرد و فرمودند:
«همانا علیّ‌بن الحسین(ع) همیشه از منزلش با پای پیاده برای رمی جمرات می‌رفت و منزلگاه من، امروز از منزل او نسبت به رمی جمرات کمی دورتر است. پس من سوار بر مرکب می‌روم تا به منزل او برسم و چون به منزل او رسیدم، پیاده می‌شوم و با پای پیاده برای رمی جمرات راهی می‌شوم.»12

د) امام زمان(عج) و پیاده روی هر ساله برای حجّ
ابونعیم انصاری زیدی می‌گوید:
در روز ششم ماه ذی‌الحجّه از سال 293ق. با جماعتی از حاجیان در مسجد‌الحرام و کنار «مستجار» بودیم. ناگاه جوانی از حال طواف به سوی ما آمد که دو حوله احرام به تن داشت و کفش‌هایش در دستش بود. چون او را دیدیم، از هیبتش همگی به پا خواستیم و در میان ما نبود کسی جز آنکه ایستاد و بر او سلام داد.
در این روایت طولانی آمده است که راوی، آن جوان را در شب عرفه نیز مشاهده کرد و گفت: از جمعیّتی که اطراف آن جوان بودند، پرسیدم آیا این علوی را می‌شناسید؟ آنان گفتند: او هر سال با پای پیاده همراه ما حجّ را به جای می‌آورد و در آخر روایت آمده است که او صاحب الزّمان(عج) است.13

4. سیره اصحاب ائمّه(ع)، علما و سایر شیعیان
الف) زیارت امام با پای پیاده، دلیل ارادت خالصانه اصحاب
استاد مطهّری(ره) روایتی در این‌باره نقل کرده و می‌گوید:
شخصی که اهل «خراسان» بود. از راه دور با رنج فراوان آمد خدمت امام باقر(ع) [عشق به اهل بیت(ع) او را کشانده بود]؛ در حالی‌که چون با پای پیاده آمده بود، کفش‌هایش از بین رفته و پایش ترک خورده و پاشنه آن، شکاف زیادی برداشته بود. آمد خدمت امام با یک عشق و ولعی. خدا را شکر کرد که بالأخره به مقصود خودش رسید. بعد پایش را نشان داد با آن شکاف‌ها که خون آمده بود و عرض کرد: یابن رسول الله! چیزی مرا به اینجا نیاورد؛ جز محبّت شما اهل بیت(ع) که از خراسان تا اینجا پیاده آمده‌ام. امام این جمله را فرمود: «هرکس هرچه را دوست داشته باشد، با هموست و حقیقتش همان می‌شود و با همان محشور می‌شود.14»15

ب) زیارت جابربن عبدالله انصاری با پای پیاده
طبق برخی نقل‌ها، جابربن عبدالله انصاری در اربعین اوّل، همراه با عطیّه با پای پیاده، به زیارت امام حسین(ع) مشرّف شد.

ج) سیره علما در زیارت امام حسین(ع) با پای پیاده
از نظر تاریخی، ظاهراً در زمان شیخ انصاری، سفر زیارتی به کربلا با پای پیاده مرسوم بوده است؛ امّا پس از ایشان این سیره کم‌رنگ شده تا آنکه مرحوم میرزای نوری که از محدّثان بزرگ و استاد شیخ عبّاس قمی بود، در زمان خود، زیارت به سوی کربلا با پای پیاده را از «نجف» آغاز کرد و از آن پس، این سنّت حسنه، در سیره بسیاری از علما و بزرگان دینی قرار گرفته است؛ بزرگانی چون آیت‌الله سیّدمهدی بحرالعلوم، آیت‌الله ملکی تبریزی، آیت‌الله میرزای نائینی و آیت‌الله شیخ محمّدحسین اصفهانی (معروف به کمپانی).
همچنین در احوالات حکیم بزرگ، ملّاصدرا آمده است که او شش سفر با پای پیاده به حجّ مشرّف شد.
به فضل الهی، امروزه نیز شاهدیم پس از سقوط «رژیم بعث عراق»، هر سال بر شکوه زیارت سیّدالشّهدا(ع) افزوده می‌شود؛ آن هم با پای پیاده و به‌ویژه در ایّام اربعین حسینی(ع).
خداوند بر شور و شعور آحاد جامعه اسلامی در مورد امام حسین(ع) و زیارت حضرتش بیفزاید و ما را در ثواب و دعای زائران مخلص آن حضرت، شریک گرداند! آمین یا ربّ العالمین.





موضوع: هیئت،
برچسب ها: مذهبی، امام حسین(ع)، کربلا، اربعین،
[ چهارشنبه 4 آذر 1394 ] [ 19:37 ] [ ALI CRIS ]

حدیث

حدیث




موضوع: مذهبی،
برچسب ها: حدیث، حضرت علی(ع)،
[ یکشنبه 1 آذر 1394 ] [ 12:55 ] [ ALI CRIS ]

مراسم هیئت به مناسبت شام غریبان زهرای سه ساله حضرت رقیه (س)

مراسم هیئت عاشقان اباعبد الله الحسین (ع) کلجاه به مناسبت شام غریبان زهرای سه ساله حضرت رقیه (س)






موضوع: هیئت،
برچسب ها: حضرت رقیه(س)،
[ شنبه 23 آبان 1394 ] [ 23:40 ] [ ALI CRIS ]

مصیبت حضرت رقیه (س)


« مصیبت حضرت رقیه (س) »

حضرت رقیه (س)

این گنج غم كه در دل خاك آرمیده است

این دختر حسین سر از تن بریده است

این است دخترى كه پدر را به خواب دید

كز دشت خون به نزد اسیران رسیده است





موضوع: مذهبی،
برچسب ها: حضرت رقیه(س)،
[ جمعه 22 آبان 1394 ] [ 16:52 ] [ ALI CRIS ]

بایدها و نبایدهای زمینه سازی برای ظهور


بایدها و نبایدها روی دیگر حرام و حلال شریعت محمد است. هر کسی که مرزهای حلال و حرام شریعت محمد (ص) را به نهایت بیکرانگی مراعات کند، مقدمات و زمینه های ظهور را مهیا می کند. ظهور مستلزم امکاناتی است که بایستی پیشاپیش مترتب گردد و برای سپاه دجال، به هیچ وجه خورشید نمی تابد و خورشید زمانی طلوع خواهد کرد که طبیعت استعداد و لیاقت و آمادگی پذیرش خورشید را داشته باشد.


چارچوب زمینه ساز ظهور می گوید: هرچه شب زده تر باشی و هرچه ناپاک تر باشی و هرچه آلوده تر، درک لذت حضور را از دست می دهی. بهترین مثال، برای درک این چارچوب و یا این استراتژی، رابطه وضو و نماز است.

نماز گزار برای این که فیض نعمت حضور پروردگار را درک کند و به لذت حضور بیکرانه ترین حضور برسد، نیازمند است تا مقدماتی را انجام بدهد. آن مقدمات عبارت است از تطهیر جسم از خبث و دنس. و طهارت روح از آلودگی ها.
چارچوب زمینه سازی ظهور حکم می کند انسان های منتظر بایستی خود را آماده کرده باشد تا در جشن بیکران ظهور حضور پیدا کند. هر انسانی که در مراسم جشن شرکت می کند، مستلزم آمادگی هایی می باشد. او باید بهترین لباس خود را بپوشد. جسم خود را از هر آلودگی ها پاک بسازد. خود را خوش بو کند. هرچه پیراسته تر و هرچه آراسته تر در جشن حضور پیدا کند.
در ادبیات و فرهنگ اسلامی نیز توصیه شده است که نمازگزار بایستی در بهترین وجه ممکن به حضور خداوند به نماز بایستد. فرد عاشقی که می خواهد به درک متعالی حضور معشوق خود نائل شود، نهایت آراستگی و پیراستگی را مراعات می کند.
بایدها و نبایدها الزامات زندگی اخلاقی است. این کار را باید انجام داد و این کار را نباید انجام داد. بدین سان، "بایدها" و "نبایدها" چارچوب هایی هستند که نقشه روشمند بودن و نبودن را تعیین می کند. بایدها و نبایدها امرو نهی های است که بهترین وجه حالت حضور را تمثیل می کند.
پیراستگی و وارستگی اخلاقی و پرهیز از گناهان کبیره و صغیره و پاکی از خبث طینت و طهارت روح و روان از جزو بهترین وجه حالت های آمادگی برای حضور ظهور است. همان طوری که در فرهنگ اسلامی قبل از قیام به نماز، نمازگزار بایستی مقدمات را انجام بدهد، زمینه سازی های ظهور نیز نیازمند به مقدماتی است.
جامعه بایدها و نبایدهاجامعه بایدها و نبایدهای زمینه ساز ظهور، جامعه استراتژیک و منظم است. این جامعه در منظومه بایدها و نبایدها عیار خود را خالص می سازد تا بتواند لیاقت فیض حضور را کسب کند.
جامعه ای با این خصوصیات، از بدی ها و ناخالصی ها خود را پاک می سازد و به خلق حسن و فضیلت های اخلاقی و تکریم نفس و تهذیب نفس آراسته می سازد و بایدها و نبایدها را به حیث استراتژی زندگی بر می گزیند تا بتواند در دولت کریمه ظهور عضو شایسته ای باشد.
طبق نشانه های علائم الظهور، هر آینه اگر فردی خود را آراسته به شایستگی ها و کمالات ظهور مجهز نکند، در جمع لشکریان دجال می پیوندد.
دجال، نمونه بارز و آشکار عدم لیاقت درک فیض حضور ظهور است. و آن دسته افرادی که لایق سپاه دجال باشد، به معنای این است که هرگز آمادگی درک و فیض حضور ظهور را ندارد.
بایدها و نبایدها روی دیگر حرام و حلال شریعت محمد است. هر کسی که مرزهای حلال و حرام شریعت محمد (ص) را به نهایت بیکرانگی مراعات کند، مقدمات و زمینه های ظهور را مهیا می کند. ظهور مستلزم امکاناتی است که بایستی پیشاپیش مترتب گردد و برای سپاه دجال، به هیچ وجه خورشید نمی تابد و خورشید زمانی طلوع خواهد کرد که طبیعت استعداد و لیاقت و آمادگی پذیرش خورشید را داشته باشد.
منتظَر، به مثابه خورشید، هیچگاه در سرزمین های که آمادگی خورشید را نداشته باشد، طلوع نخواهد کرد. بنائا، منتظرین بایستی مقدمات طلوع خورشید را تسهیل کند تا شهر در شهر و گیتی روشن گردد.
ظهور مستلزم الزامات انسان فرداهاجامعه بایدها و نبایدهای زمینه ساز ظهور، از درون روشن می گردد. جسم و جان شان تطهیر می شود. راه را آب پاشی می کند و جارو می زند تا ظهور تحقق یابد و دولت ظهور بدمد.
جامعه بایدها و نبایدهای زمینه ساز ظهور، در عرصه های حکومت داری نیز سعی می کند مدل های حکومت داری عصر ظهور را تطبیق بدهد. آن گونه که حکومت داری عصر ظهور، در متون دینی پیش بینی شده است، حکومتی است سراسر عادلانه و عدالت با تمام اقتدارش شکل می گیرد.
دولت کریمه ظهور، مستلزم ایجاد حکومت های مدل حکومت عصر ظهور است تا جامعه را آماده بسازد برای درک فیض حضور ظهور. برای ایجاد مدل های حکومت داری عصر ظهور، نیاز است تا چارچوب های حکومت داری و حکومت سازی مدل عصر ظهور در جامعه پیاده شود. وگرنه قبل از صبح دولت کریمه ظهور، دولت دجالی انسان های دجالی را وارد جرگه خود خواهد ساخت.
دولت های شبه دولت عصر ظهور، جامعه را آماده می کند تا استعداد آن را پیدا کند تا در جمع جامعه دولت عصر ظهور قرار بگیرد. بنائا، بایدها و نبایدهای زمینه ساز ظهور علامت و نشانه بارز و آشکاری است برای تشخیص لشکر دجال و لشکر دولت کریمه ظهور.
عدالت همه چیز استعدالت مفهومی است که در تاروپود روان های روشن زمینه سازان ظهور می دمد. و عدالت در زمینه سازان ظهور همه چیز است. برای این که در صبح دولت کریمه ظهور، عدالت عنصر اصلی است. دولت کریمه ظهور، عدالت انتقالی را ساماندهی خواهد کرد. عدالت انتقالی مفهومی است که نشان می دهد که در دوران ها و اعصار گوناگون عمر بشر عدالت قربانی شده است.
بنائا، دولت ظهور عدالت انتقالی را تطبیق می کند. اما از الزامات زمینه سازی های دولت ظهور، پای بندی به نظم عادلانه ای است که ستم دیده های تاریخ را در پای دادخواهی می کشاند و سپس عدالت انتقالی را در مجرای تحقق قرار می دهد.
بدین سان، برای زمینه سازان ظهور، عدالت همه چیز است. برای این که دولت کریمه ظهور به قسط و عدالت وعده داده است. وعده به عدالت، مستلزم شایستگی انسان های است که عدالت را جست وجو می کند و در عرصه های فردی و اجتماعی تطبیق می دهد.
زمینه سازی ظهور، یک برنامه استراتژیک جامعه جهانی است. این برنامه نیازمند تدابیر لازم است تا موجب تعجیل ظهور گردد و نشانه ها و علائم الظهور نیز مبین این است که یکی از نشانه های تعجیل ظهور، زمینه های مناسب و درخور شأن دولت کریمه ظهور می باشد.
شأن اصحاب دولت کریمه ظهوراصحاب دولت کریمه ظهور باید مطابق با شأن صاحب ظهور رفتار کند. رفتار دون شأن کرامت های انسانی حاکم بر منظومه شهروندی آن دولت، ظهور صاحب ظهور را به تأخیر می اندازد. پس سؤال اصلی این است که تسهیل کننده زمینه های ظهور چه می باشد و عوامل و عناصر زمینه ها چیست؟
رسیدن به پاسخ این سؤال ها در حقیقت تجهیز به امکاناتی است که سعادت تعجیل زمینه های ظهور را مهیا می سازد. مهیا ساختن زمینه های ظهور یک پروژه نیست، بلکه روندی است که جامعه جهانی به آن باید برسد.
برنامه ریزی برای سعادت لذت حضور ظهور، برنامه ریزی برای پایان دادن به طلم و رسیدن به میعاد زمانی حکومت عادلانه مستضعفین است. این برنامه ریزی همت بلند فردی و جمعی جامعه بشری را می طلبد. حکومتی که تمام گیتی را تحت پوشش قرار خواهد داد.

 

منبع:نشریه الکترونیک ساعت صفر




موضوع: امام زمان (عج)،
برچسب ها: امام زمان(عج)،
[ چهارشنبه 20 آبان 1394 ] [ 07:00 ] [ ALI CRIS ]